شهید «محمدرضا عادی» در قسمتی از وصیتنامهاش مینویسد: من محمدرضا عادی فرزند اسلام تابع قرآن و پیرو محمد (ص) برای حفظ اسلام و قرآن و دین محمد (ص) عازم به جبهه میشوم و برای جنگ و مقابله و گرفتن حق خون شهیدان بهخونغلتیده اسلام به طور داوطلبانه به جبهه میروم.
شهید«نورالله غلامیان» در قسمتی از وصیت نامهاش مینویسد: از خواهران مسلمان و انقلابیم میخواهم سنگر حجاب خویش را حفظ کنند و دشمنانی را کـه میخواهند از این طریق ضربه بزنند مأیوس کنند.
شهید «غلامعلی فتحی» در قسمتی از وصیتنامهاش مینویسد: برادر عزیزم از من نصیحت که تا زنده هستی زیر بار ظلم و زور نروی، گر چه به قیمت جانت تمام شود. کاش بزرگ میبودی و میدیدی که برادرت در مدت عمرش زیر بار ظلم و زور نرفت و میدیدی که چگونه در جبهه حق علیه باطل با بعثیون عراق و متجاوزین جنگید تا شهید شد و با نثار خونش سدی در جلوی متجاوزین عراق بنا نمود.
شهید «محمودرضا نیکبخت» در قسمتی از وصیتنامهاش مینویسد: چند کلمه به همکلاسان و همرزمانم در سنگر مدرسه مشغول درسخواندن بودیم عزیزان همسنگرم به شما میگویم اگر همرزم و همسنگری از میان شما میرود بر شما است که اسلحه و قلمش را بردارید و همانگونه که این عزیز همسنگرمان با اسلحه در جبهه و با قلم در سنگر مدرسه مشغول پیکار بود شما هم چنین باشید.
شهید «احمدرضا نیکبخت» در قسمتی از وصیتنامهاش مینویسد: دوستان گرامی که زمانی با هم بودیم اگر از من ناراحت شدهاید مرا حلال کنید و سعی کنید که تمام اعمالتان الهی باشد.
شهید «علیرضا نومسلمان» در قسمتی از وصیتنامهاش مینویسد: خوشحال هستم که بیشتر زندگیام را در جبهه جنگ بگذرانم واقعاً برای یک رزمنده یکخانه عشق بود؛ چون آدم تمام زندگی را جلوی چشم خود دید.
شهید «عباس نورایی» در قسمتی از وصیتنامهاش مینویسد: پدر، من همان راهی را رفتم که امام حسین (ع) و ۷۲ تن از یارانش رفتند امیدوارم که امامزمان (عج) این هدیه ناقابل را از شما قبول کند.
شهید «آقاجان نظری» در قسمتی از وصیتنامهاش مینویسد: به دستور شرعی و الهی رهبر کبیر انقلاب در تاریخ سوم خرداد ۱۳۶۴، برای دفاع از کشور و ملت مسلمان ایران و برای یاری دین مبین اسلام عازم جبهههای حق علیه باطل هستم تا شاید بتوانم کلید نجات مظلومان از دست ظالمان تاریخ گردم.