شهید «حمیدرضا حسابی مقدم»، در قسمتی از وصیتنامهاش مینویسد: شهادت درجهایست در جنود الهی که رسیدن به آن امکان ندارد، الا اینکه از جان و مال و خانمان دستشسته و ترک همه اینها کرده و بعد هم شاید این فیض الهی نصیبش شود. شهادت بوستان است و شهدا گلهای معطر و منورند در خارستان انسان.
شهید «موسی رنجبرنجفی» در قسمتی از وصیتنامهاش مینویسد: ایکاش پدرم یک فرزند دیگر میداشت که سنگر بنده را پر میکرد افسوس که تنها هستم و برادر دیگری ندارم. ولی شما برادران زهکی شما که میتوانید سنگر را پر کنید و خالی نگذارید حق خود را ادا نمایید و رضایت خدا را بهسوی خود جلب کنید تا از شما راضی و خشنود شود خداوند.
شهید «محمدایوب ریگی» در قسمتی از وصیتنامهاش مینگارد: از همه دوستان و اقوام تقاضا دارم که اگر حقی به گردن من دارند، حلالم کنند و از دوستان و برادرانم عاجزانه میخواهم که راه مرا ادامه دهند و از کشور و اسلام دفاع کنند.
شهید «علیرضا اربابی مختار ده ارباب» در قسمتی از وصیت نامهاش مینگارد: از خواهران گرامیام میخواهم حجاب خود را فراموش نکنند و زینبوار زندگی کنند.
شهید «عیسی خدری» در قسمتی از وصیتنامهاش مینگارد: شهدای ما ملائکه هستند، اما در کالبد انسان و این زندگی دو روزه دنیا را خداوند اینها را آفریده بود دنیا این لیاقت را نداشت که این چنین انسانهایی را در دامن خودش نگهداری کند، به تعبیر آن روایتها همان انسانهایی هستند که بالاتر از ملائکه هستند.
شهید «جانعلی حق پناه» در قسمتی از وصیتنامهاش مینویسد: و اما تو ای همسرم از شما انتظار دارم که تا خودم بودم برایم مهربان و زینبوار بودهاید و حال از این به بعد برای فرزندانم یک مادر دلسوز و مهربان باش و سر زندگی خود باشی با فرزندانم زندگی زینبوار داشته باشید.
شهید«محمدرضا دشتی رحمت آبادی» در قسمتی از وصیت نامهاش مینگارد: برادرانم ایمان خود را نسبت به اسلام مستحکم کنید و تا آنجا که ایجاب مینماید در جبههها حضور پیدا کنید و در برابر خون به ناحق ریخته شهیدان احساس مسئولیت نمایید.
شهید «محمدامیر پیکرستان» در قسمتی از وصیتنامهاش مینویسد: استغفار و دعا را از یاد نبرید که بهترین درمانها برای تسکین دردهاست و همیشه به یاد خدا باشید و در راه او قدم بردارید و هرگز دشمنان بین شما تفرقه نیندازند و شما را از روحانیت متعهد جدا نکنند که اگر چنین کردند روز بدبختی مسلمانان و روز جشن ابرقدرتهاست.