مهدی مهراندیش در گفتگو تفصیلی با خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «آوایهیرمند» بیان کرد: ایران باتوجهبه موقعیت ژئوپلیتیکی و چالشهای منطقهای و جهانی، همواره در پی تعریف و اجرای استراتژیهایی بوده است که بتواند از یک سو، توان دفاعی خود را به نمایش گذاشته و از سوی دیگر، از طریق گفتگو و تعامل، تنشها را کاهش دهد. این رویکرد دوگانه، نیازمند درک عمیقی از پیچیدگیهای روابط بینالملل و همچنین، مدیریت هوشمندانهای در بهکارگیری ابزارهای مختلف برای تأمین منافع ملی است.
خبرنگار ما در گفتگویی تفصیلی با مهدی مهراندیش عضو هیئتعلمی دانشگاه آزاد اسلامی زابل به این موضوع پرداخته است.
باتوجهبه پیچیدگیهای دیپلماتیک فعلی، ایران چگونه تعادل میان بازدارندگی نظامی و دیپلماسی فعال را حفظ میکند تا از تنشهای ناخواسته جلوگیری کند؟
در روابط بینالملل، حفظ تعادل میان قدرت نظامی و تلاشهای دیپلماتیک یک اصل بنیادین است. بازدارندگی نظامی به معنای داشتن توانمندیهای دفاعی کافی برای منصرفکردن دشمنان از حمله است. این توانمندیها میتواند شامل ارتش مجهز، نیروی دریایی قدرتمند، توان هوایی و سیستمهای موشکی باشد. هدف از بازدارندگی، ایجاد این باور در طرف مقابل است که هزینه حمله به کشور بسیار بیشتر از منافع احتمالی آن خواهد بود.
در کنار بازدارندگی نظامی، دیپلماسی فعال نقش حیاتی ایفا میکند. دیپلماسی شامل مذاکرات، گفتگوها، ایجاد اتحادها، و مشارکت در سازمانهای بینالمللی است. هدف دیپلماسی، حل مسالمتآمیز اختلافات، کاهش تنشها، و ایجاد درک متقابل بین کشورهاست. یک راهبُرد موفق، ترکیبی هوشمندانه از این دو رویکرد است؛ به این معنی که درحالیکه توان دفاعی کشور حفظ میشود، تلاشهای دیپلماتیک برای جلوگیری از وقوع درگیری و حل مشکلات از راههای مسالمتآمیز ادامه یابد. این رویکرد به کشورها کمک میکند تا ضمن حفظ امنیت خود، از تنشهای ناخواسته و هزینههای بالای جنگ جلوگیری کنند.
در بحث شکستناپذیری، آیا منظور صرفاً توانایی دفاعی است یا ابعاد دیگری مانند تابآوری اقتصادی و انسجام اجتماعی را نیز در بر میگیرد؟
مفهوم شکستناپذیری بسیار گستردهتر از صرف توانایی دفاعی نظامی است. در دنیای امروز، امنیت ملی و تابآوری یک کشور به ابعاد مختلفی بستگی دارد؛ توانایی دفاعی نظامی که همان بعد آشکار است که شامل ارتش، تجهیزات نظامی، توان بازدارندگی و قابلیت دفاع در برابر حملات خارجی میشود. تابآوری اقتصادی که یک اقتصاد قوی و مقاوم میتواند در برابر تحریمها، شوکهای خارجی و بحرانها مقاومت کند. انسجام اجتماعی و قدرت نرم و دیپلماسی، توانایی تأثیرگذاری بر افکار عمومی جهانی، ایجاد روابط دوستانه با سایر کشورها، و استفاده از ابزارهای فرهنگی و رسانهای نیز بخشی از شکستناپذیری است.
راهبُرد ایران در تبدیل تهدیدهای سایبری به فرصتهای فناورانه چیست و چه دستاوردهایی در این زمینه حاصل شده است؟
فضای سایبری در قرن بیست و یکم به یکی از مهمترین عرصههای رقابت و تهدید تبدیل شده است. حملات سایبری میتوانند زیرساختهای حیاتی، سیستمهای مالی، شبکههای ارتباطی و حتی امنیت ملی را مختل کنند. اما کشورها میتوانند با اتخاذ راهبُردهای مناسب، این تهدیدها را به فرصت تبدیل کنند؛ سرمایهگذاری در تحقیقوتوسعه برای ایجاد سیستمهای پیشرفته تشخیص و مقابله با حملات سایبری، رمزنگاری، و امنیت شبکه. این امر منجر به خودکفایی در این حوزه و ایجاد صنایع جدید میشود.
تربیت متخصصان امنیت سایبری در دانشگاهها و مراکز آموزشی برای پاسخگویی به نیازهای فزاینده در این بخش. این متخصصان میتوانند در بخش دولتی و خصوصی فعالیت کرده و به تقویت امنیت سایبری کشور کمک کنند.
ایجاد چارچوبهای قانونی قوی برای جرمانگاری جرایم سایبری، حفاظت از دادهها، و تعیین مسئولیتها که خود به ایجاد محیطی امنتر برای کسبوکارهای فناورانه کمک میکند. تبادل اطلاعات و تجربیات با سایر کشورها برای مقابله با تهدیدهای سایبری جهانی و ایجاد استانداردهای مشترک.
تجزیهوتحلیل دادههای مربوط به حملات سایبری میتواند بینشهای ارزشمندی درباره روشهای حمله، نقاط ضعف سیستمها و روندهای آتی ارائه دهد که برای بهبود مداوم امنیت و توسعه فناوریهای جدید مورداستفاده قرار میگیرد. این رویکردها به کشورها کمک میکنند تا از حالت صرفاً واکنشی خارج شده و با تبدیل چالشهای سایبری به موتور محرک نوآوری و توسعه فناورانه، در این حوزه پیشرو باشند.
با نگاه به آینده، مهمترین چالشها و فرصتهایی که ایران در حوزه مدیریت هوشمندانه دفاعی با آنها مواجه خواهد بود، کداماند؟
آینده مدیریت دفاعی با تحولات شگرفی همراه خواهد بود. ایران، مانند سایر کشورها، با مجموعهای از چالشها و فرصتهای منحصربهفرد در این حوزه روبرو است. سرعت بالای تحولات در حوزههایی مانند هوش مصنوعی، رباتیک، جنگهای پهپادی، و جنگهای سایبری، نیازمند بهروزرسانی مداوم و سرمایهگذاری هنگفت برای حفظ توانمندیهای دفاعی است.
جنگهای آینده ممکن است ترکیبی از حملات فیزیکی، سایبری، اطلاعاتی، و اقتصادی باشند که نیازمند رویکردهای دفاعی یکپارچه و هوشمند است. محدودیتها در دسترسی به فناوریهای پیشرفته و تجهیزات نظامی میتواند مانعی جدی برای نوسازی دفاعی باشد. تأمین و حفظ نیروی انسانی ماهر در تمام سطوح، از فرماندهان تا تکنسینهای فنی، یک چالش مستمر است. تخصیص بهینه بودجه و منابع محدود به اولویتهای دفاعی در شرایط اقتصادی متغیر، امری دشوار است.
تحریمها و محدودیتها میتوانند انگیزهای قوی برای توسعه صنایع دفاعی بومی و دستیابی به خودکفایی در فناوریهای کلیدی باشند. استفاده از هوش مصنوعی در تحلیل اطلاعات، هدایت تسلیحات، و مدیریت عملیات میتواند کارایی و دقت را به طور چشمگیری افزایش دهد.
تبدیل تهدیدهای سایبری به فرصتهای فناورانه و توسعه قابلیتهای دفاع سایبری، یک مزیت راهبُردی محسوب میشود. فناوری پهپادها پتانسیل بالایی برای استفاده در شناسایی، نظارت، و عملیات مختلف دارد و میتواند مزیت رقابتی ایجاد کند. ایجاد اتحادها و همکاریهای دفاعی با کشورهای همسو در منطقه میتواند به افزایش امنیت جمعی و کاهش هزینههای دفاعی منجر شود.
استفاده از تاکتیکهای نوآورانه و غیرمتقارن میتواند به مقابله با برتریهای احتمالی دشمن در جنگهای آینده کمک کند. در نهایت، مدیریت هوشمندانه دفاعی نیازمند نگاهی بلندمدت، انعطافپذیری در برابر تحولات، و توانایی ترکیب مؤثر ابزارهای سخت و نرم در کنار توسعه پایدار منابع انسانی و فناورانه است.
انتهای خبر/















