به گزارش پایگاه خبری تحلیلی آوای هیرمند به نقل از «عصرهامون»، موضوع «وحدت ملی» نه فقط یک مفهوم اخلاقی یا ارزشی، بلکه یکی از مؤلفههای تعیینکننده در قدرت جمعی و تابآوری اجتماعی کشورها به شمار میرود. همین پیوند میان سرمایه اجتماعی و انسجام درونی، زمینه طرح پرسش بعدی را فراهم میکند؛
چرا وحدت ملی در همه کشورها بهعنوان یک سرمایه راهبردی شناخته میشود و چه سازوکارهایی برای تقویت آن مطرح است؟
حجتالاسلاموالمسلمین مهدی اربابی در گفتگویی تفصیلی با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «عصرهامون»، بیان کرد: مهمترین عاملی که در شرایط بحرانی میتواند کمککار باشد، همراهی خود مردم است؛ مؤلفهای که از آن تحت عنوان «سرمایه اجتماعی» یاد میشود. در واقع تابآوری اجتماعی در ایران، ریشه در فرهنگ ایثار و همبستگی ملی دارد. وقتی مردم احساس کنند که سرنوشتشان به یکدیگر گرهخورده است، بهجای رفتارهای هیجانی و فردمحور، به سمت کنشهای جمعی و حمایتی حرمکت میکنند.
نقش مردم در مدیریت بحران در چه سطوحی قابلمشاهده است؟
نقش مؤثر مردم در مدیریت بحران، در سه سطح تجلی مییابد؛ انضباط اجتماعی که همانطور که اشاره کردید، خودداری از هجوم به فروشگاهها یا حفظ آرامش روانی در جامعه، اولین گام در کنترل بحران است تا زنجیره تأمین و خدمات دچار فروپاشی نشود.
شبکههای خودجوش مردمی هستند که تشکیل گروههای جهادی و محلهمحور برای شناسایی و کمک به اقشار آسیبپذیر، باری بزرگ از دوش نهادهای حاکمیتی برمیدارد.
اعتماد متقابل پذیرش توصیههای کارشناسی و همراهی با تصمیمات کلان، بهرهوری مدیریت بحران را دوچندان میکند.
چرا ایران در مواجهه با ناملایمات تاریخی توانسته است تاب بیاورد؟
آنچه ایران را در ناملایمات تاریخی استوار نگه داشته، تبدیل «بحران» به «فرصتی برای همدلی» بوده است. الگوی رفتاری مردم ما نشان داده که قدرتِ برخاسته از متن جامعه، اگر با آگاهی و شفقت همراه شود، سختترین بنبستها را به مسیرهای روشن تبدیل میکند.
چرا وحدت ملی و انسجام اجتماعی بهعنوان یک سرمایه راهبردی در همه کشورها مطرح میشود؟ راههای تقویت آن چیست؟
«محور اصلی هر کشوری، مردم آن هستند؛ کمااینکه قرآن کریم نیز یک سنت تخلفناپذیر الهی را در آیه ۱۱ سوره رعد بیان میفرماید که: «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَییِرُ ما بِقَومٍ حَتّیٰ یُغَییِروا ما بِأَنفُسِهِم». این آیه بهروشنی تبیین میکند که سرنوشت و تحولات یک جامعه، در گروِ اراده و تغییرات درونی همان ملت است. ازاینرو، وحدت ملی و انسجام اجتماعی صرفاً یک شعار نیست، بلکه یک «سرمایه راهبردی» است که ضریب امنیت و پیشرفت کشور را تعیین میکند. هرچه این پیوستگی عمیقتر باشد، توان مقابله با چالشهای داخلی و فشارهای خارجی مضاعف خواهد شد.
مهمترین راهکارهای عملیاتی برای تقویت انسجام اجتماعی چیست؟
برای تقویت این سرمایه عظیم، راهکارهای عملیاتی زیر حائز اهمیت است از جمله
محوریت ولایتفقیه که نخستین و مهمترین گام، حرکت حول یک محور واحد است. در جامعهای با تنوع دیدگاهها، وجود یک «فصلالخطاب» و رهبریِ حکیمانه بهعنوان عمود خیمه انقلاب، مانع از تشتت آرا شده و تمام توان جامعه را در یکجهت همافزا هدایت میکند.
سعهصدر و تحمل اختلاف سلایق که باید بپذیریم که تفاوت در نگاهها، اگر با مدارا همراه باشد، مایه پویایی است. تقویت روحیه رواداری و پذیرشِ حضورِ سلایق مختلف در چارچوب نظام، از گسستهای اجتماعی جلوگیری میکند.
پرهیز از دامنزدن به اختلافات فرعی و بیحاصل تمرکز بر مسائل حاشیهای و جنجالآفرین که هیچ سودی برای پیشرفت کشور ندارد، تنها باعث اتلاف انرژی ملی و فرسایش سرمایههای اجتماعی میشود. هوشمندیِ جامعه در اولویتبندی مسائل کلان بر منازعات جزئی است.
نفی نگاههای جناحی و تبعیضآمیز که برای تقویت انسجام، باید نگاه «خودی و غیرخودی» بر اساس منافع گروهی کنار گذاشته شود. عدالت در توزیع فرصتها و نگاه برابر به آحاد ملت، حس تعلق ملی را تقویت کرده و همگان را برای مشارکت در ساختن آیندهای روشنتر، ذیل سایه ولایت، برمیانگیزد.
در حوزه اقتصادی، چه رویکردهایی میتواند به مقاومسازی ساختار معیشتی مردم و کاهش فشارهای ناشی از بحرانها کمک کند؟
در حوزه اقتصادی، شاهکلید عبور از تلاطمها و رسیدن به ثبات، همان نقشه راهی است که بارها موردتأکید امام شهید و رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای بوده است؛ یعنی تمرکز ویژه بر «اقتصاد مقاومتی». این رویکرد به معنای حصار کشیدن بهدور کشور نیست، بلکه به معنای مردمیکردن اقتصاد و درونزا کردن تولید است تا تکانههای خارجی و بحرانهای تحمیلی نتوانند معیشت مردم را به گروگان بگیرند.
برای تحقق این هدف و مقاومسازی ساختار معیشتی، چهار رویکرد اساسی قابلتبیین است؛ حمایت واقعی از تولید داخلی و دانشبنیان: راهبرد اصلی، انتقال سرمایهها از بخشهای دلالی و غیرمولد به سمت تولید است. باتکیهبر توان نخبگان جوان و شرکتهای دانشبنیان، میتوانیم زنجیره ارزش را در داخل تکمیل کنیم و وابستگی معیشت مردم به واردات کالاهای اساسی را به حداقل برسانیم.
اقتصاد مقاومتی چه زمانی میتواند اجرایی شود؟
اقتصاد مقاومتی زمانی محقق میشود که مردم تماشاچی نباشند، بلکه بازیگر اصلی صحنه اقتصاد باشند. ایجاد بستر مناسب برای تعاونیها و کسبوکارهای کوچک و متوسط، باعث توزیع عادلانه ثروت و پایداری معیشت در لایههای مختلف جامعه میشود.
انضباط مالی و مبارزه قاطع با فساد؛ امنیت معیشتی مردم در گروی سلامت نظام اداری و مالی است. برخورد بیاغماض با مفاسد اقتصادی و جلوگیری از رانتخواری، اعتماد عمومی را بازسازی کرده و منابع ملی را در مسیر صحیحِ پیشرفت قرار میدهد.
اصلاح الگوی مصرف و مدیریت منابع؛ مقاومت اقتصادی تنها وظیفه دولت نیست؛ اصلاح فرهنگ مصرف در میان آحاد جامعه و پرهیز از اسراف، بهعنوان یک پیوست فرهنگی ضروری، تابآوری ملی را در برابر تحریمها و بحرانهای جهانی به شکل چشمگیری افزایش خواهد داد.
در نهایت، هدف از تمام این اقدامات، رسیدن به اقتدار اقتصادی است؛ وضعیتی که در آن دشمن از ابزار تحریم ناامید شود و سفره مردم از تلاطمهای سیاسی مصون بماند.
رسانهها چگونه میتوانند در مدیریت شایعات، کاهش اضطراب عمومی و افزایش آگاهی مؤثر عمل کنند؟
در نبرد سرنوشتساز امروز، ما همزمان با دو جبهه مواجه هستیم: جنگ سخت و میدانی و جنگ نرم و رسانهای. واقعیت این است که در عرصهٔ جنگ سخت، اقتدار و دست برترِ ما بر همگان عیان شده و موازنه قدرت کاملاً به نفع جبهه حق تغییر کرده است؛ اما در حوزه جنگ نرم، دشمن با استفاده از امپراتوری رسانهای بینالمللی خود، تمام توانش را به کار گرفته تا با ابزار «دروغ» و «وارونهنمایی»، جای جلاد و شهید را عوض کند و خود را نماد حقانیت جلوه دهد.
چرا در شرایط حساس و پیچیده، نقش رسانهها در مدیریت شایعات و حفظ آرامش روانی جامعه پررنگتر میشود؟
در چنین شرایط حساس و پیچیدهای، رسانههای متعهد برای مدیریت شایعات و صیانت از آرامش روانی جامعه، باید چهار راهبرد اساسی را سرلوحه کار قرار دهند:
کنشگری فعال بهجای انفعال رسانهها نباید اجازه دهند دشمن «روایت اول» را بسازد. پیشدستی در اطلاعرسانی صحیح و بهموقع، فضا را برای موجسواری شایعات و تولید اضطراب در بدنه جامعه مسدود میکند.
هوشمندی در زمینبازی دشمن؛ بزرگترین لغزش رسانهای، بازنشرِ ناخودآگاهِ محتواهایی است که باهدف ایجاد یاس و ناامیدی طراحی شدهاند. رسانه هوشمند باید با واکاوی دقیقِ پشت پردهٔ اخبار، از افتادن در دامِ “تکنیکهای عملیات روانی” پرهیز کند و بهجای دامنزدن به تنشها، لنگرگاهِ آرامش عمومی باشد.
چگونه میتوان میان عملکرد حرفهای رسانهای و نیاز جامعه به آرامش روانی تعادل برقرار کرد؟
تبیین حقانیت با زبان روز؛ وظیفه اصلی رسانه در این برهه، «جهاد تبیین» است. ما باید با استفاده از ابزارهای نوین هنری و رسانهای، غبارِ تردید را کنار زده و چهره واقعیِ حق را به جهانیان نشان دهیم تا توطئه جابهجایی حق و باطل ناکام بماند.
صیانت از مرزهای اخلاقی (صداقت و امانتداری)؛ سرمایه اصلی هر رسانه، «اعتماد» مخاطب است. داشتن صداقت در انتقال اخبار و امانتداری در تحلیلها، نهتنها آگاهی جامعه را ارتقا میدهد، بلکه پیوند میان مردم و نظام را در برابر تکانههای خبری مستحکم میکند.
در نهایت، پیروزی نهایی زمانی کامل میشود که اقتدار ما در میدان، با پیروزی در «نبرد روایتها» پیوند بخورد؛ بهگونهای که هیچ شایعهای توان نفوذ در سدِ مستحکمِ آگاهی و بصیرت مردم ولایتمدارمان را نداشته باشد.
انتهای خبر/















